روزی که انزلی سیانور خورد



انزلیِ زیبا، انزلیِ مغموم، چَنگ خورده از گُرگ، دلزده از من. تعارف که نداریم با هم، ما برای تو خوب نبودیم، کاری نکردیم، فقط بر تن خاکستری ات قدم زدیم. خاکستریِ پُر کُنتِراست...  قدم زدیم و با هندزفری چِفت شده در گوش با لذتِ تمام به سمفونیِ افسوسِ تو گوش دادیم.

وقتی همه خواستند کَر و کور باشند، تو تنها ماندی در برابر اتحادِ کَرکَس ها! تقویمِ تو فقط روز های سوگواری دارد : روزی که انزلی سیانور خورد، روزی که مناره فرو ریخت.





 

#بندر_انزلی

/ 0 نظر / 45 بازدید